ریشه ومعنی واژه ها

 - میزبان : میز ( مهمان ) + بان ( پسوند دارندگی)= کسی که دارای مهمان است.
-
گوسفند:  گو ( جانور اهلی ) + سپند ( مقدس، پاک ) = جانور اهلی پاک
*
جز اول ( گو ) در واژه های گوساله و گاو نیز به کار رفته است.
 -
میرزا : میر ( مخفف امیر ) + زا ( مخفف زاده) = امیر زاده
*
این واژه ظاهراً از زمان تیموریان رواج یافته است در عهد قاجار هرگاه پیش از نام افراد می آمدبه معنای  « آقا » بود مانند: میرزا جعفر و اگر بعد از نام اشخاص می آمد دلیل بر شاهزادگی بود.مانند:محمدعلی میرزا- احمد میرزا

خرافه ؟

«خرافه» نام شخص عربی بوده است که ادعا می‌کرد که جنیان و پریان او
را دزدیده و به میان خود برده‌اند و او مدتی در میان آنان زندگی کرده است وداستان هایی از اجنه خالی بندی می کرد، اما مردم داستان‌های او را باور نمی‌کردند و از آن پس به هرچه که باورنکردنی بودند می‌گفتند:
"هذا حدیث الخرافه": یعنی این از داستان‌های خرافه است و از آن پس،
خرافه به باورهای سست و بی‌بنیان گفته می‌شود.

گذاشتن وگزاردن

 

 

گذاشتن در معنای حقیقی کلمه به معنای « قرار دادن» به طور عینی ومشهود است.مثلاً: «لیوان را روی میز می گذارم.» یا«کتاب را در قفسه گذاشت.»

امّا گذاشتن در معنای مجازی « قرار داد کردن ،وضع کردن ،تأ سیس کردن» می باشد.مثلاً،کسی که قانون راوضع وبنا می کند «قانونگذار» است.وقانونگذاری به معنی «وضع قوانین» ونیزبدعتگذار کسی است که بدعت را وضع وتأسیس می کند . بنیانگذار ،کسی است که بنای کاری یا مؤسسه ای رامی گذارد .

گزاردن در معنای اوّل،به معنی «به جا آوردن» ،«ادا کردن»،«اجراکردن»،«انجام دادن» می باشد.مثلاً،«نمازگزاردن» یعنی ادا کردن نماز یا« کارگزار» به معنی انجام دهنده واجرا کننده ی کار

گزاردن در معنای دوم ،«برگرداندن از زبانی به زبان دیگر» که مرادف است با « ترجمه کردن» همچنین به معنی « تعبیر کردن» ،« شرح دادن»می باشد.مثلاً : « خوابگزار»تعبیر کننده ی خواب یا معبّر می باشد

بنابر این گذاشتن با«ذ» وگزاردن با«ز»است.    به کلمات زیر با توجّه به معنای آن دقّت کنید:

قانونگذار، بدعتگذار، بنیانگذار،   سرمایه گذار، فروگذار،پایه گذار،  

نماز گزار، سپاسگزار، شکر گزار،   وامگزار، کار گزار، حج گزار، خراجگزار، خبر گزار، پاسخ گزار، خوابگزار، پیغام   گزار، خدمتگزار، حق گزار....

 

 

جهنم درّه ؟

"جهنم دره" کجاست؟

اگر از شهر خوی در استان آذربایجان غربی به سوی چالدران از جاده ی زرآباد حركت كنید در میان راه و در نزدیكی روستای قریس به منطقه‌ ی کوهستانی زیبا و خوش آب و هوایی خواهید رسید به نام "جهنم دره".
امروزه جز كسانی كه به قصد كوه نوردی و شكار به این منطقه ی كوهستانی می آیند، كمتر كسی برای گشت و گذار  به جهنم دره می‌رود، زیرا محلی بسیار صعب العبور است.
علت نام گذاری این منطقه به "جهنم دره" نیز همین است كه این منطقه را كوه‌های بلندی در برگرفته و در دوران‌های گذشته نیز تا سال‌های اخیر پناهگاه كسانی بوده است كه به دلایل گوناگون با حكومت‌های گوناگون وقت خود درگیری داشته‌ و در این منطقه ی صعب العبور از مردم عادی دور می‌شده‌اند و در آن جا پنهان می شده اند.
"جهنم دره" هم به دلیل وضعیت کوهستانی خود و هم از نظر روانی به دلیل حضور این گونه افراد در آن جا برای مردم این منطقه جایی منفور و خطرناك بوده است. این منطقه در گذشته در مسیر جاده ابریشم قرار داشته است.

هم نویسه(جناس تام):

هم نویسه(جناس تام):

(واژه هایی که از لحاظ نوشتار و تلفّظ یکسان بوده، از لحاظ معنی متفاوت اند.)

شیر:حیوان جنگل / شیر خوراکی -          بادیه: بیابان / ظرف

آن یکی شیر است اندر بادیه کادم می خورد          وان یکی شیر است اندر بادیه کادم می خورد

خویش:خود / فامیل

برادر که در بند خویش است نه برادر نه خویش است.                    گلستان سعدی

چین: کشور چین / چین وچروک، شکن مو

گر ز چین آشوب برخیزد عجب نبود که باز          بــــــــر سر زلف افتادست چین تازه ای    فروغی بسطامی

فرق: تفاوت / فرق سر

ندانم از سر و پایت کدام خوب تر است         چه جای فرق که زیبا ز فرق تا قدمی     سعدی

گور: قبر / گورخر

نبشته است بر گور بهرام گور          که دست کرم به ز بازوی زور        سعدی

 شانه:وسیله ی مرتب کردن مو / کتف

 نبینی آن که چو زلف تو را به شانه زنی       سر دو زلف تو با شانه می درآویزد        طبری

چنگ:پنجه / آلت موسیقی

برخیز و بیا که چنگ در چنگ زنیم             می نوش کنیم و نام بر ننگ زنیم              خیام

روان شناسی واژ ه ها

کلمات، تاثیر شگرفی روی ضمیر ناخودآگاه انسان دارند. ناخودآگاه بدون آنکه منظورمان را بداند هر چه بگوییم خوب یا بد را برایمان خلق می کند. لذا لازم است برای دستیابی به موفقیت از کلمات مثبت و دارای انرژی مثبت استفاده کنیم.

کلمات، تاثیر شگرفی روی ضمیر ناخودآگاه انسان دارند. ناخودآگاه بدون آنکه منظورمان را بداند هر چه بگوییم خوب یا بد را برایمان خلق می کند. لذا لازم است برای دستیابی به موفقیت از کلمات مثبت و دارای انرژی مثبت استفاده کنیم.

با این که مفهوم کلی عبارت "من بیمار نیستم" مثبت است اما کلمه "بیمار" واژه منفی است. ضمیر ناخودآگاه به منظور و مفهوم کاری ندارد، بلکه روی کلمات متمرکز می شود. به عنوان مثال در جمله "فراموش نکنی در هنگام برگشتن نان بخری" احتمال فراموشی بیشتر از زمانی است که می گوییم "یادت باشد که هنگام برگشتن نان بخری"، زیرا در حالت اول ناخودآگاه بر روی فراموشی تمرکز می کند و در حالت دوم بر روی به یاد ماندن.

و یا مثلاَ برای آرام شدن یک نفر جمله "آرام باش" بیشتر از جمله "داد نزن" تاثیر دارد و همچنین به کار بردن جملاتی از قبیل "خسته نباشی"، "دستت درد نکند" و... در ناخودآگاه تاثیر منفی می گذارد و باعث افزایش خستگی، درد و... می شود.

وقتی درباره چیزی واژه بد را به کار می بریم باید بدانیم در جهان چیز منفی و بدی وجود ندارد. وقتی چیزی بد تلقی می شود، در واقع به ما خبر نبودن خوبی می دهد. پس چه بهتر است که به جای بد بگوییم ناخوب. هر گاه ذهنتان را از امواج منفی (افکار، کلام، عادات و...) تخلیه کنید آنگاه شاهد هجوم شادی و آرامش خواهید بود.

به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت                     به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده

به جای بد نیستم؛ بگوییم :‌ خوب هستم                    به جای فراموش نکنی؛ بگوییم : یادت باشه

به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود       به جای دستت درد نکنه؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی

به جای ببخشید که مزاحمتان شدم؛ بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم

به جای گرفتارم؛ بگوییم : ‌در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود            به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟

به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما                     به جای شکست خورده؛ بگوییم : با تجربه

به جای فقیر هستم؛‌ بگوییم : ثروت کمی دارم        به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست

به جای مشکل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم          به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود

به جای مسئله ربطی به تو ندارد؛ بگوییم : مسئله را خودم حل می‌کنم

به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم :‌ من سالم و با نشاط هستم

به جای زشت است؛ بگوییم :‌ قشنگ نیست  به جای چرا اذیت می‌کنی؛ بگوییم :‌ با این کار چه لذتی می‌بری

به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما را در شادی ها ببینم           به جای متنفرم؛ بگوییم : دوست ندارم

آرایه تضمین

 

                                 بسم الله الرحمن الرحیم

نظامی گنجوی :
بسم الله الرحمن الرحیم                           هست کلید در گنج حکیم

جامی :

بسم الله الرحمن الرحیم هست                        صلای سر خوان حکیم

صفی علیشاه :

باب گنج علم خود ذات قدیم                          کرد بسم الله الرحمن الرحیم

ایزد گشسب :

باب دل را هست مفتاحی عظیم                  اوست بسم الله الرحمن الرحیم

سنایی :

تو در کشتی فکن خود را مپای از بهر تسبیحی
                                                   که خود روح القدس گوید به بسم الله مجریها

حافظ :

مده به خاطر نازک ملالت از من زود
                                                که حافظ تو خود این لحظه گفت بسم الله

صائب تبریزی :

اگر نه مدّ بسم الله بودی تاج عنوان ها
                                                  نگشتی تا قیامت نوخط شیرازه دیوان ها

 

فاصله میان واژه ای

مرد ثروتمند بدون فرزندی بود که به پایان زندگی‌اش رسیده بود،
کاغذ و قلمی برداشت تا وصیت نامه خود را بنویسد:
(تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم نه برای برادر زاده‌ام هرگزبه خیاط هیچ برای فقیران . . .)
اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند و نشانه ی نگارشی بگذارد.
پس تکلیف آن همه ثروت چه می‌شد؟؟؟
برادر زاده او تصمیم گرفت..آن را اینگونه تغییر دهد:
«تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه! برای برادر زاده‌ام. هرگز به خیاط.هیچ برای فقیران.»

خواهر او که موافق نبود آن را اینگونه علامت گذاری کرد :
«تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم. نه برای برادر زاده‌ام. هرگز به خیاط.هیچ برای فقیران.»
خیاط مخصوصش هم یک کپی از وصیت نامه را پیدا کرد وآن را به روش خودش نوشت:
«تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه. برای برادرزاده‌ام؟ هرگز. به خیاط.هیچ برای فقیران.»

پس از شنیدن این ماجرا فقیران شهر جمع شدند تا نظر خود را اعلام کنند: «تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه. برای برادر زاده‌ام؟ هرگز. به خیاط؟هیچ. برای فقیران.»


نکته اخلاقی:
به واقع زندگی نیز این چنین است‌:
خداوند نسخه‌ای از هستی و زندگی به ما می‌دهد که درآن هیچ نقطه و ویرگولی نیست و ما باید به روش خودمان آن را نقطه‌گذاری کنیم.
اززمان تولد تا مرگ تمام نقطه گذاری ها دست ماست.